أبو علي سينا
مقدمهء مصحح 97
كنوز المعزمين ( فارسى )
اديب صابر در جادويى با ياء مصدرى بمعنى جادو كردن گويد : جادويى از شرع جدّت باطل و ناچيز گشت * چون روا دارى كه كلكت پيشه سازد جادويى منسوب بمولوى است : اى ببسته خواب جان از جادويى * بىوفا يارا كه در عالم تويى در كليله و دمنهء بهرامشاهى هم جادو بمعنى وصفى مرادف ساحر استعمال شده است « شايد بود كه فروشندهء اين جادو بوده است و چشم بندى كرده » « 1 » اشتقاق كلمهء افسون و اشتمال افسونها بر الفاظ فارسى در اين فصل دو نكتهء بسيار مهم را كه نگارنده از كتب عربى پيشينگان بدست آورده و تا جايى كه اطّلاع دارد تا كنون در هيچ محلى از كتب فارسى بدان توجّه نشده است براى خوانندگان اين مقدّمه ذكر مىكنم و بسيار شايسته و بجا ميدانم كه محقّقان ادب بويژه كسانى كه در زبانهاى باستانى ايران كار مىكنند ، اين راهنمايى را كه عجالة حدس و احتمالى بيش نيست دنبال بگيرند و آن را بجايى برسانند كه بتصويب يا تخطئه نتيجهء مسلّم قطعى بدهد و ما را از شك و ترديد بيرون بياورد ! امّا دو نكته يكى راجع است باشتقاق كلمهء افسون و ديگر اشتمال افسونها و رقيهها و عزائم قديم بر لغات و تركيبات فارسى اصيل مخصوصا كلمات پهلوى كه چون مردمان از آن بىاطلاع بوده آن را هذيان و ژاژ و زبان جنّ و پرى فرض كردهاند !
--> ( 1 ) - در قصّهء زاهد كه گوسپند قربانى خريده بود در باب البوم و الغربان .